verlegen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈleːɡn̩/
Wortzerlegung: ver·le·gen
فعل

گم کردن (جا گذاشتن)، به تعویق انداختن/منتقل کردن، منتشر کردن، نصب کردن (کابل/کفپوش)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را در جایی گذاشتن و محل آن را فراموش کردن (جا گذاشتن/بی‌جا کردن)

  • Ich habe meine Brillengläser irgendwo verlegt.من عینکم را یک جایی جا گذاشته‌ام (پیدا نمی‌کنم).
  • Hast du schon wieder deinen Schlüssel verlegt?باز هم کلیدت را جا گذاشتی؟
2 Akkusativ + auf + Akkusativ

زمان موعد یا قرار ملاقات را تغییر دادن و به تعویق انداختن

  • Wir müssen das Treffen auf nächsten Montag verlegen.ما باید جلسه را به دوشنبه آینده موکول کنیم.
  • Die Veranstaltung wurde wegen des Regens nach drinnen verlegt.برنامه به دلیل باران به داخل سالن منتقل شد.
3 Akkusativ + in/nach + Akkusativ/Dativ

انتقال دادن مکان (محل کار، مرکز عملیات، بیمار به بخش دیگر)

  • Die Firma hat ihren Hauptsitz nach Berlin verlegt.شرکت دفتر مرکزی خود را به برلین منتقل کرد.
  • Der Patient wurde auf die Intensivstation verlegt.بیمار به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد.
4 Akkusativ

کتاب، مجله یا اثری را چاپ و منتشر کردن (ناشر بودن)

  • Dieser Verlag verlegt hauptsächlich wissenschaftliche Bücher.این انتشارات عمدتاً کتاب‌های علمی منتشر می‌کند.
  • Das Buch wurde in mehreren Sprachen verlegt.کتاب به چند زبان منتشر شد.
5 Akkusativ

کار گذاشتن، نصب کردن (لوله، کابل، فرش، پارکت)

  • Handwerker verlegen neue Rohre im Bad.تعمیرکاران لوله‌های جدیدی در حمام نصب می‌کنند.
  • Wir wollen am Wochenende Laminat verlegen.ما می‌خواهیم آخر هفته لمینت کف نصب کنیم.
6 sich + auf + Akkusativ

تمرکز یا فعالیت خود را روی موضوعی خاص معطوف کردن (به صورت انعکاسی)

  • Das Unternehmen hat sich auf den Online-Handel verlegt.شرکت تمرکز کاری خود را روی تجارت آنلاین گذاشته است.
  • Er hat sich darauf verlegt, alte Autos zu reparieren.او فعالیتش را روی تعمیر ماشین‌های قدیمی متمرکز کرده است.