verlegen
گم کردن (جا گذاشتن)، به تعویق انداختن/منتقل کردن، منتشر کردن، نصب کردن (کابل/کفپوش)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در جایی گذاشتن و محل آن را فراموش کردن (جا گذاشتن/بیجا کردن)
- Ich habe meine Brillengläser irgendwo verlegt.من عینکم را یک جایی جا گذاشتهام (پیدا نمیکنم).
- Hast du schon wieder deinen Schlüssel verlegt?باز هم کلیدت را جا گذاشتی؟
2
Akkusativ + auf + Akkusativ
زمان موعد یا قرار ملاقات را تغییر دادن و به تعویق انداختن
- Wir müssen das Treffen auf nächsten Montag verlegen.ما باید جلسه را به دوشنبه آینده موکول کنیم.
- Die Veranstaltung wurde wegen des Regens nach drinnen verlegt.برنامه به دلیل باران به داخل سالن منتقل شد.
3
Akkusativ + in/nach + Akkusativ/Dativ
انتقال دادن مکان (محل کار، مرکز عملیات، بیمار به بخش دیگر)
- Die Firma hat ihren Hauptsitz nach Berlin verlegt.شرکت دفتر مرکزی خود را به برلین منتقل کرد.
- Der Patient wurde auf die Intensivstation verlegt.بیمار به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شد.
4
Akkusativ
کتاب، مجله یا اثری را چاپ و منتشر کردن (ناشر بودن)
- Dieser Verlag verlegt hauptsächlich wissenschaftliche Bücher.این انتشارات عمدتاً کتابهای علمی منتشر میکند.
- Das Buch wurde in mehreren Sprachen verlegt.کتاب به چند زبان منتشر شد.
5
Akkusativ
کار گذاشتن، نصب کردن (لوله، کابل، فرش، پارکت)
- Handwerker verlegen neue Rohre im Bad.تعمیرکاران لولههای جدیدی در حمام نصب میکنند.
- Wir wollen am Wochenende Laminat verlegen.ما میخواهیم آخر هفته لمینت کف نصب کنیم.
6
sich + auf + Akkusativ
تمرکز یا فعالیت خود را روی موضوعی خاص معطوف کردن (به صورت انعکاسی)
- Das Unternehmen hat sich auf den Online-Handel verlegt.شرکت تمرکز کاری خود را روی تجارت آنلاین گذاشته است.
- Er hat sich darauf verlegt, alte Autos zu reparieren.او فعالیتش را روی تعمیر ماشینهای قدیمی متمرکز کرده است.