فعل
با چسب چوب چسباندن، چسباندن
معانی و تعاریف verleimen:
- چیزی را با چسب چوب چسباندن، به ویژه قطعات چوب را به هم چسباندن
جملات نمونه برای verleimen:
Die Fichtenbretter am besten mit Holzleim ''verleimen,'' erst danach beizen und lackieren.
بهتر است تختههای کاج را با چسب چوب 'چسباند'، سپس رنگ کرد و لاک زد.
Der Schreiner verleimt die Holzplatten für den Tisch.
نجار تختههای چوبی را برای میز به هم میچسباند.
Die Stuhllehne muss neu verleimt werden.
پشتی صندلی باید دوباره چسبانده شود.