verletzlich
آسیبپذیر، شکننده، حساس (به راحتی بیمار شونده؛ همچنین از کار افتاده)
Beispiele
- [Pariser Terroranschlägen im November 2015:] „Seit dem 13. November 2015 fühlt sich Sébastien Dauzet ''verletzlich.[حملات تروریستی پاریس در نوامبر 2015:] «از ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵، سباستین دوزت احساس آسیبپذیری میکند.