verletzt
مصدوم، مجروح، دلخور، آزرده، آسیبدیده
Bedeutungen
1
کسی که در اثر حادثه یا ضربه دچار جراحت فیزیکی شده است.
- Der Fußballspieler ist verletzt und kann nicht weiterspielen.بازیکن فوتبال مصدوم است و نمیتواند به بازی ادامه دهد.
- Sie hat sich beim Skifahren am Bein verletzt.او هنگام اسکی کردن از ناحیه پا مجروح شد.
- Der verletzte Mann wurde ins Krankenhaus gebracht.مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد.
2
کسی که از نظر احساسی یا روحی آزرده یا دلخور شده است.
- Seine Worte haben sie tief verletzt.حرفهای او او را عمیقاً آزرده کرد.
- Er fühlte sich durch die Kritik verletzt.او با شنیدن انتقاد احساس دلخوری کرد.
- Die verletzte Gefühle sind schwer zu heilen.ترمیم احساسات آزرده شده دشوار است.