verletzt

Aussprache: /fɛɐ̯ˈlɛt͡st/
Worttrennung: ver·letzt
صفت

مصدوم، مجروح، دلخور، آزرده، آسیب‌دیده

Bedeutungen

1

کسی که در اثر حادثه یا ضربه دچار جراحت فیزیکی شده است.

  • Der Fußballspieler ist verletzt und kann nicht weiterspielen.بازیکن فوتبال مصدوم است و نمی‌تواند به بازی ادامه دهد.
  • Sie hat sich beim Skifahren am Bein verletzt.او هنگام اسکی کردن از ناحیه پا مجروح شد.
  • Der verletzte Mann wurde ins Krankenhaus gebracht.مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد.
2

کسی که از نظر احساسی یا روحی آزرده یا دلخور شده است.

  • Seine Worte haben sie tief verletzt.حرف‌های او او را عمیقاً آزرده کرد.
  • Er fühlte sich durch die Kritik verletzt.او با شنیدن انتقاد احساس دلخوری کرد.
  • Die verletzte Gefühle sind schwer zu heilen.ترمیم احساسات آزرده شده دشوار است.