verletzungsbedingt
به دلیل مصدومیت، ناشی از آسیبدیدگی
Bedeutungen
1
چیزی که علت آن یک آسیبدیدگی یا جراحت است.
- Er musste wegen einer verletzungsbedingten Pause das Spiel verlassen.او مجبور شد به دلیل وقفه ناشی از مصدومیت، بازی را ترک کند.
- Die verletzungsbedingten Ausfälle schwächten das Team.غیبتهای ناشی از مصدومیت تیم را ضعیف کرد.
- Es gab eine verletzungsbedingte Verzögerung im Zeitplan.یک تأخیر به دلیل مصدومیت در برنامه زمانی وجود داشت.