verlieren

Aussprache: /fɛɐ̯ˈliːʁən/
Wortzerlegung: ver·lie·ren
فعل

گم کردن، باختن

Beispiele

  • Ich habe meinen Autoschlüssel ''verloren.من سئیچ ماشینم را گم کرده‌ام.
  • Sie haben gerade ihr Taschentuch ''verloren.آنها همین الان دستمال کاغذی‌شان را گم کردند.
  • Das eine zu gewinnen, ohne das andere zu ''verlieren,'' scheint die Maxime der Polinnen zu sein.برنده شدن یکی بدون از دست دیگری، به نظر می‌رسد دستورکار زنان لهستانی باشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را گم کردن یا جایی گذاشتن که دیگر پیدا نشود

  • Ich habe meinen Schlüssel verloren.من کلیدم را گم کرده‌ام.
  • Sie hat ihr Handy im Bus verloren.او گوشی‌اش را در اتوبوس گم کرد.
2 Akkusativ

در یک مسابقه یا رقابت شکست خوردن، باختن

  • Unsere Mannschaft hat das Spiel verloren.تیم ما بازی را باخت.
  • Er verliert nie die Hoffnung.او هرگز امیدش را از دست نمی‌دهد.
3 Akkusativ

چیزی را از دست دادن (مثلاً شغل، وزن، کنترل)

  • Er hat seinen Job verloren.او شغلش را از دست داد.
  • Sie hat viel Gewicht verloren.او وزن زیادی کم کرده است.