verlieren
گم کردن، باختن
Beispiele
- Ich habe meinen Autoschlüssel ''verloren.من سئیچ ماشینم را گم کردهام.
- Sie haben gerade ihr Taschentuch ''verloren.آنها همین الان دستمال کاغذیشان را گم کردند.
- Das eine zu gewinnen, ohne das andere zu ''verlieren,'' scheint die Maxime der Polinnen zu sein.برنده شدن یکی بدون از دست دیگری، به نظر میرسد دستورکار زنان لهستانی باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را گم کردن یا جایی گذاشتن که دیگر پیدا نشود
- Ich habe meinen Schlüssel verloren.من کلیدم را گم کردهام.
- Sie hat ihr Handy im Bus verloren.او گوشیاش را در اتوبوس گم کرد.
2
Akkusativ
در یک مسابقه یا رقابت شکست خوردن، باختن
- Unsere Mannschaft hat das Spiel verloren.تیم ما بازی را باخت.
- Er verliert nie die Hoffnung.او هرگز امیدش را از دست نمیدهد.
3
Akkusativ
چیزی را از دست دادن (مثلاً شغل، وزن، کنترل)
- Er hat seinen Job verloren.او شغلش را از دست داد.
- Sie hat viel Gewicht verloren.او وزن زیادی کم کرده است.