verlieren
گم کردن، از دست دادن، باختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شیء، مدرک یا وسیلهای را ناخواسته جا گذاشتن یا گم کردن
- Ich habe meinen Schlüssel im Park verloren.من کلیدم را در پارک گم کردم.
- Sie hat ihr Handy im Bus verloren.او گوشیاش را در اتوبوس گم کرد.
2
Akkusativ / (ohne Objekt)
در مسابقه، بازی، شرطبندی یا دعوای حقوقی باختن یا شکست خوردن
- Unsere Mannschaft hat das entscheidende Spiel verloren.تیم ما بازی سرنوشتساز را باخت.
- Wer nicht wagt, der nicht gewinnt – aber wer wagt, kann auch verlieren.کسی که ریسک نکند برنده نمیشود – اما کسی که ریسک میکند ممکن است ببازد هم.
3
Akkusativ
از دست دادن شغل، وزن، تسلط، کیفیت، موقعیت، یا عزیزان (به صورت مادی یا معنوی)
- Er hat durch die Krise seinen Arbeitsplatz verloren.او بر اثر بحران شغلیاش را از دست داد.
- In schwierigen Zeiten sollte man nie den Mut verlieren.در شرایط سخت انسان نباید هرگز شجاعت/روحیه خود را از دست بدهد.