vermännlichen
مردانه شدن، خصوصیات مردانه پیدا کردن، مردانه کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
پیدا کردن یا نشان دادن ویژگیهای مردانه، قوی یا خشن.
- Der junge Mann begann zu vermännlichen, als er das Militär verließ.آن مرد جوان پس از ترک ارتش شروع به مردانه شدن کرد.
- Mit dem Bartwuchs begann er, sich zu vermännlichen.با رشد ریش، او شروع به مردانه شدن کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas vermännlichen)
کسی یا چیزی را مردانه، خشن یا دارای ویژگیهای مردانه کردن.
- Die Rolle des Helden vermännlichte den Schauspieler.نقش قهرمان، بازیگر را مردانه کرد.
- Manche Kleidung kann einen Mann vermännlichen.برخی لباسها میتوانند یک مرد را مردانهتر نشان دهند.