vermännlichen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmɛnlɪçn̩/
Worttrennung: ver·männ·li·chen
فعل

مردانه شدن، خصوصیات مردانه پیدا کردن، مردانه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

پیدا کردن یا نشان دادن ویژگی‌های مردانه، قوی یا خشن.

  • Der junge Mann begann zu vermännlichen, als er das Militär verließ.آن مرد جوان پس از ترک ارتش شروع به مردانه شدن کرد.
  • Mit dem Bartwuchs begann er, sich zu vermännlichen.با رشد ریش، او شروع به مردانه شدن کرد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas vermännlichen)

کسی یا چیزی را مردانه، خشن یا دارای ویژگی‌های مردانه کردن.

  • Die Rolle des Helden vermännlichte den Schauspieler.نقش قهرمان، بازیگر را مردانه کرد.
  • Manche Kleidung kann einen Mann vermännlichen.برخی لباس‌ها می‌توانند یک مرد را مردانه‌تر نشان دهند.