vermessen
نقشهبرداری/اندازهگیری کردن، اشتباه اندازه گرفتن، مغرور/جسور شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ابعاد یا مساحت جایی را با ابزار تخصصی اندازهگیری و نقشهبرداری کردن
- Der Ingenieur hat das Grundstück genau vermessen.مهندس زمین را با دقت نقشهبرداری کرد.
- Wir müssen die Räume vermessen, bevor wir Möbel kaufen.ما باید اتاقها را اندازهگیری کنیم قبل از اینکه مبل بخریم.
2
sich
در هنگام اندازهگیری یا سنجش دچار اشتباه و خطا شدن
- Ich habe mich beim Zuschneiden des Stoffes vermessen.من هنگام برش دادن پارچه اشتباه اندازهگیری کردم.
3
sich + in + Dativ
دچار اعتمادبهنفس کاذب شدن و دست زدن به کاری خارج از حد توان خود
- Er hat sich in seinen eigenen Kräften vermessen.او در تخمین تواناییهای خود دچار غرور و اشتباه شد.