vermalen
مصرف کردن (رنگ در نقاشی)؛ با نقاشی پر کردن، رنگ زیادی روی چیزی مالیدن
Beispiele
- Den Eimer mit angerührter Farbe solltest du heute noch ''vermalen.شما باید سطل رنگ آماده شده را امروز مصرف کنید.
- Jetzt hast du all mein Papier ''vermalt,'' ich habe keins mehr, wir müssen erst neues kaufen.حالا تمام کاغذهای من را با نقاشی پر کردی، دیگر کاغذی ندارم، اول باید کاغذ جدید بخریم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با نقاشی یا رنگ پوشاندن یا خراب کردن.
- Das Kind hat das ganze Bild vermalt.کودک کل نقاشی را خراب کرد (با رنگ).
- Er hat aus Versehen die schöne Landschaft vermalt.او به اشتباه منظره زیبا را خراب کرد (با رنگ).