Deklinierte Form
رنگشده
معانی و تعاریف vermalten:
- پوشاندن سطحی با رنگ، اغلب به منظور پنهان کردن یا تغییر ظاهر آن به طور کامل؛ نقاشی کردن یک اثر هنری با جزئیات فراوان و تکنیکهای پیچیده.
جملات نمونه برای vermalten:
Der Künstler vermalte die gesamte Leinwand mit dicken Farbschichten, um eine neue Textur zu erzeugen.
هنرمند کل بوم را با لایههای ضخیم رنگ پوشاند تا بافتی جدید خلق کند.
Nach dem Wasserschaden musste die Decke komplett neu vermalt werden, um die Flecken zu überdecken.
پس از آسیب ناشی از آب، سقف باید به طور کامل دوباره رنگ میشد تا لکهها پوشانده شوند.