vermassen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmasn̩/
Wortzerlegung: ver·mas·sen
Wort

اندازه‌گیری کردن (مصدر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ابعاد، اندازه یا حجم چیزی را به طور دقیق و رسمی با ابزار یا روش‌های خاص اندازه‌گیری کردن.

  • Der Geometer vermaß das Grundstück, um die genauen Grenzen festzustellen.مهندس نقشه‌بردار، قطعه زمین را اندازه‌گیری کرد تا حدود دقیق آن را مشخص کند.
  • Die Ingenieure vermassen die Brückenkonstruktion vor der Freigabe für den Verkehr.مهندسان، سازه پل را قبل از بازگشایی برای ترافیک، اندازه‌گیری کردند.
2 Akkusativ

چیزی را از نظر کیفی یا کمی ارزیابی کردن، سنجیدن، مورد سنجش قرار دادن (به ویژه در مفاهیم انتزاعی یا پیچیده).

  • Es ist schwierig, den wahren Wert eines Kunstwerks zu vermessen.سنجیدن ارزش واقعی یک اثر هنری دشوار است.
  • Die Forscher versuchten, die Auswirkungen der neuen Politik auf die Wirtschaft zu vermessen.محققان تلاش کردند تا تأثیرات سیاست جدید را بر اقتصاد ارزیابی کنند.