vermassen
اندازهگیری کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ابعاد، اندازه یا حجم چیزی را به طور دقیق و رسمی با ابزار یا روشهای خاص اندازهگیری کردن.
- Der Geometer vermaß das Grundstück, um die genauen Grenzen festzustellen.مهندس نقشهبردار، قطعه زمین را اندازهگیری کرد تا حدود دقیق آن را مشخص کند.
- Die Ingenieure vermassen die Brückenkonstruktion vor der Freigabe für den Verkehr.مهندسان، سازه پل را قبل از بازگشایی برای ترافیک، اندازهگیری کردند.
2
Akkusativ
چیزی را از نظر کیفی یا کمی ارزیابی کردن، سنجیدن، مورد سنجش قرار دادن (به ویژه در مفاهیم انتزاعی یا پیچیده).
- Es ist schwierig, den wahren Wert eines Kunstwerks zu vermessen.سنجیدن ارزش واقعی یک اثر هنری دشوار است.
- Die Forscher versuchten, die Auswirkungen der neuen Politik auf die Wirtschaft zu vermessen.محققان تلاش کردند تا تأثیرات سیاست جدید را بر اقتصاد ارزیابی کنند.