vermauern
دیوار کشیدن (برای بستن)، آجرکاری کردن
Beispiele
- Sie ''vermauerten'' die Türen zwischen seinen Gemächern und den Appartements seiner Frau.آنها درهای بین اتاقهای او و آپارتمانهای همسرش را دیوار کشیدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از آجر یا مصالح ساختمانی دیگر، چیزی را مسدود کردن یا بستن
- Sie haben den alten Eingang vermauert.آنها ورودی قدیمی را با دیوار مسدود کردند.
- Der Keller wurde vermauert, um ihn unzugänglich zu machen.زیرزمین را دیوار کشیدند تا غیرقابل دسترس شود.
2
sich (reflexiv)
(مجازی) خود را از دیگران یا از دنیا جدا کردن، محصور کردن
- Er vermauert sich in seinem Zimmer und spricht mit niemandem.او خود را در اتاقش محصور میکند و با کسی صحبت نمیکند.
- Manchmal vermauert sie sich vor der Welt, um ihre Ruhe zu finden.گاهی اوقات او خود را از دنیا جدا میکند تا آرامش خود را بیابد.