vermehren

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmeːʁən/
Wortzerlegung: ver·meh·ren
فعل

افزایش دادن، تکثیر کردن

Beispiele

  • Das Kapital wurde nahezu mühelos ''vermehrt.سرمایه تقریباً بدون زحمت افزایش یافت.
  • Von Jahr zu Jahr ''vermehrte'' der Emir seinen Reichtum.امیر سال به سال ثروت خود را افزایش می‌داد.
  • Das geschätzte Vermögen ''vermehrt'' sich täglich um eine runde Million.ثروت تخمینی روزانه یک میلیون گرد افزایش می‌یابد.
  • Die Völker ''vermehrten sich'' derart, dass der Imker neue Bienenstöcke brauchte.مردم چنان تکثیر شدند که زنبوردار به کندوهای جدید نیاز داشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(متعدی) تعداد یا مقدار چیزی را افزایش دادن، زیاد کردن

  • Er versucht, sein Vermögen zu vermehren.او تلاش می‌کند ثروتش را افزایش دهد.
  • Die Firma konnte ihren Umsatz im letzten Quartal vermehren.شرکت توانست فروش خود را در سه ماهه آخر افزایش دهد.
2 sich

(انعکاسی) زیاد شدن، تکثیر شدن، تولید مثل کردن

  • Kaninchen vermehren sich sehr schnell.خرگوش‌ها خیلی سریع تکثیر می‌شوند.
  • Die Bakterien vermehren sich bei Wärme rasch.باکتری‌ها در گرما به سرعت زیاد می‌شوند.