vermeidbar

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmaɪ̯tbaːɐ̯/
Worttrennung: ver·meid·bar
صفت

قابل اجتناب، قابل پیشگیری

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان از وقوع یا بروز آن جلوگیری کرد یا آن را دور از دسترس نگه داشت.

  • Viele Unfälle sind durch einfache Vorsichtsmaßnahmen vermeidbar.بسیاری از حوادث با اقدامات احتیاطی ساده قابل اجتناب هستند.
  • Die Kosten für die Reparatur waren vermeidbar, wenn das Gerät besser gepflegt worden wäre.هزینه تعمیر قابل اجتناب بود اگر دستگاه بهتر نگهداری می‌شد.
  • Es ist wichtig, vermeidbare Risiken im Straßenverkehr zu minimieren.مهم است که خطرات قابل اجتناب در ترافیک را به حداقل برسانیم.