vermeiden

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: ver·mei·den
فعل

اجتناب کردن، پرهیز کردن

Beispiele

  • Vermeiden'' Sie direkten Augenkontakt.از تماس چشمی مستقیم اجتناب کنید.
  • Vermeiden'' Sie es, das Wasser dort zu trinken.از نوشیدن آب در آنجا پرهیز کنید.
  • Wenn sich der russische Zar auch nicht viel um die Tschuktschenhalbinsel gekümmert hat, war seine Regierung doch klug genug, Fehler, wie sie in Alaska gemacht wurden, zu ''vermeiden''.اگرچه تزار روسیه توجه زیادی به شبه‌جزیره چوکچی نداشت، اما دولتش آنقدر عاقل بود که از اشتباهاتی که در آلاسکا رخ داد، اجتناب کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / zu + Infinitiv

از رویارویی یا وقوع چیزی جلوگیری کردن، به ویژه چیزی ناخوشایند

  • Ich versuche, unnötigen Stress zu vermeiden.من سعی می‌کنم از استرس غیرضروری اجتناب کنم.
  • Sie vermeidet es, über ihre Vergangenheit zu sprechen.او از صحبت کردن درباره گذشته‌اش پرهیز می‌کند.