فعل
اندازهگیری/نقشهبرداری کردن؛ (sich) اشتباه اندازهگیری کردن؛ (sich) دچار غرور/جاساری شدن
معانی و تعاریف vermessen:
- ابعاد، مساحت یا مختصات چیزی را با ابزار تخصصی اندازهگیری یا نقشهبرداری کردن.
- در هنگام اندازهگیری دچار خطا و اشتباه شدن.
- دچار غرور، جسارت بیجا یا اعتمادبهنفس کاذب شدن در تخمین تواناییهای خود (دست زدن به کاری خارج از حد توان).
جملات نمونه برای vermessen:
Der Architekt hat das Grundstück ''vermessen''.
معمار زمین را اندازهگیری/نقشهبرداری کرد.
Ich habe mich beim Zuschneiden des Stoffes ''vermessen''.
من هنگام برش پارچه اشتباه اندازهگیری کردم.
Er hat sich in seinen Fähigkeiten ''vermessen''.
او در تخمین تواناییهای خود دچار اشتباه و خودبزرگبینی شد.