vermittelbar
قابل معرفی به کار، قابل استخدام، قابل میانجیگری
Beispiele
- Der Arbeitssuchende erschien uns nicht ''vermittelbar,'' da er eine langjährige Haftstrafe zu verbüßen hat.متقاضی کار به نظر ما قابل استخدام نمیآمد، چرا که باید دوران محکومیت طولانیمدتی را در زندان بگذراند.