vermittelbar

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmɪtl̩baːɐ̯/
Worttrennung: ver·mit·tel·bar
صفت

قابل معرفی به کار، قابل استخدام، قابل میانجی‌گری

Bedeutungen

1

کسی که می‌توان او را به شغلی معرفی کرد یا کسی که مهارت‌ها و ویژگی‌های لازم برای استخدام را دارد.

  • Der junge Absolvent ist gut ausgebildet und leicht vermittelbar.فارغ‌التحصیل جوان به خوبی آموزش دیده و به راحتی قابل معرفی به کار است.
  • Die Agentur sucht nach Kandidaten, die gut vermittelbar sind.این آژانس به دنبال کاندیداهایی است که به راحتی قابل استخدام باشند.
  • Mit seinen Sprachkenntnissen ist er auf dem Arbeitsmarkt gut vermittelbar.او با دانش زبانی خود، در بازار کار به خوبی قابل معرفی است.
2

چیزی که می‌توان برای آن میانجی‌گری کرد یا توافقی را بین طرفین ایجاد نمود.

  • Die Situation war schwierig, aber eine Lösung war noch vermittelbar.وضعیت دشوار بود، اما هنوز راه حلی قابل میانجی‌گری بود.
  • Der Konflikt schien lösbar, da beide Seiten kompromissbereit waren und eine Einigung vermittelbar erschien.به نظر می‌رسید که مناقشه قابل حل است، زیرا هر دو طرف مایل به مصالحه بودند و توافق قابل میانجی‌گری به نظر می‌رسید.
  • Obwohl die Meinungen weit auseinandergingen, war eine vermittelbare Basis für Gespräche vorhanden.اگرچه نظرات بسیار متفاوت بود، اما یک مبنای قابل میانجی‌گری برای گفتگو وجود داشت.