vermixen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈmɪksən/
Wortzerlegung: ver·mi·xen
فعل

مخلوط شده (صفت)

Bedeutungen

1 etwas (Akk.) vermixen

چندین ماده یا عنصر را با هم ترکیب کردن تا یک مخلوط یکنواخت ایجاد شود.

  • Man kann verschiedene Früchte zu einem Smoothie vermixen.می‌توان میوه‌های مختلف را برای یک اسموتی مخلوط کرد.
  • Er hat die Farben im Eimer vermixt.او رنگ‌ها را در سطل قاطی کرد.