vermodern
پوسیدن / از بین رفتن (به دلیل رطوبت یا عدم استفاده)
Beispiele
- Sehen Sie hier, die unterste Schicht des Laubs ist bereits ''vermodert.ببینید اینجا، لایه پایینی برگها قبلاً 'پوسیده' است.
- Der Wollmantel setzte in der feuchten Umgebung Schimmel an und ''vermoderte'' so langsam.لباس پشمی در محیط مرطوب کپک زد و به آرامی 'پوسید'.
- Die Skiausrüstung ''vermodert'' im Keller. Wieso haben wir die überhaupt gekauft?تجهیزات اسکی در زیرزمین 'از بین میروند'. چرا اصلاً آنها را خریدیم؟
- Ich ''vermoder'' noch in diesem Kaff!من در این خرابشده دارم 'میپوسم'!
Bedeutungen
1
intransitiv
به دلیل رطوبت، گرما یا گذشت زمان، فاسد شدن و از بین رفتن (معمولاً برای مواد آلی مانند چوب، پارچه).
- Das alte Holzhaus ist über die Jahre vermodert.خانه چوبی قدیمی در طول سالها پوسیده است.
- Die Blätter im Wald vermodern und werden zu Humus.برگها در جنگل میپوسند و به هوموس تبدیل میشوند.
2
intransitiv
مجازی: از مد افتادن، کهنه و منسوخ شدن (برای ایدهها، سیستمها).
- Diese alten Methoden sind längst vermodert.این روشهای قدیمی مدتهاست که منسوخ شدهاند.
- Er ließ seine Talente im Keller vermodern.او استعدادهایش را در زیرزمین به حال خود رها کرد تا از بین بروند (استفاده نکرد).