vernehmungsfähig

Aussprache: /fɛɐ̯ˈneːmʊŋsˌfɛːɪç/
Worttrennung: ver·neh·mungs·fä·hig
صفت

قادر به بازجویی (از نظر سلامتی برای حضور در بازجویی)

Bedeutungen

1

از نظر جسمی و روانی در وضعیتی است که بتواند مورد بازجویی قرار گیرد؛ هوشیار و قادر به پاسخگویی.

  • Nach dem Unfall war der Zeuge nicht sofort vernehmungsfähig.پس از تصادف، شاهد بلافاصله قادر به بازجویی نبود.
  • Der Arzt stellte fest, dass der Verdächtige vernehmungsfähig ist.پزشک تشخیص داد که مظنون قادر به بازجویی است.
  • Nur vernehmungsfähige Personen dürfen befragt werden.فقط افرادی که قادر به بازجویی هستند باید مورد بازجویی قرار گیرند.