verpäppeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈpɛpl̩n/
Worttrennung: ver·päp·peln
فعل

پرستاری کردن، تیمار کردن، لوس کردن، نازپرورده کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas verpäppeln)

از کسی/چیزی پرستاری کردن تا سلامتی‌اش را بازیابد، با دقت تیمار کردن.

  • Nach der Operation musste sie ihre kranke Katze sorgfältig verpäppeln.پس از عمل، او مجبور بود گربه بیمارش را با دقت تیمار کند.
  • Der Gärtner verpäppelt seine seltenen Pflanzen, bis sie groß genug sind.باغبان از گیاهان کمیاب خود مراقبت می‌کند تا زمانی که به اندازه کافی بزرگ شوند.
2 Akkusativ (jemanden / etwas verpäppeln)

لوس کردن، نازپروردن (گاهی با اشاره به مراقبت بیش از حد).

  • Die Großeltern verwöhnen und verpäppeln ihre Enkelkinder oft zu sehr.پدربزرگ و مادربزرگ اغلب نوه‌های خود را بیش از حد لوس می‌کنند و نازشان را می‌کشند.
  • Er wurde von seiner Mutter immer verpäppelt und durfte nie etwas selbst machen.او همیشه توسط مادرش نازپرورده شده بود و هرگز اجازه نداشت کاری را خودش انجام دهد.