verpönen
تقبیح کردن، منع کردن، طرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas verpönen)
چیزی را به عنوان نادرست، غیراخلاقی یا غیرقابل قبول محکوم کردن یا ناپسند شمردن.
- Dieses Verhalten wird in unserer Gesellschaft streng verpönt.این رفتار در جامعه ما به شدت تقبیح میشود.
- Früher galt es als verpönt, dass Frauen allein reisten.در گذشته، سفر زنان به تنهایی ناپسند شمرده میشد.