verpaßten
از دست دادند (گذشته فعل verpassen)
Bedeutungen
1
Akkusativ
عدم حضور یا عدم بهرهمندی از یک رویداد، فرصت یا تجربه مهم، اغلب با تأکید بر پیامدهای آن.
- Er bedauerte zutiefst, die historische Rede des Präsidenten verpasst zu haben.او عمیقاً از اینکه سخنرانی تاریخی رئیس جمهور را از دست داده بود، ابراز تأسف کرد.
- Wer die Gelegenheit zur Weiterbildung verpasst, riskiert, im Berufsleben den Anschluss zu verlieren.کسی که فرصت آموزش بیشتر را از دست بدهد، در خطر از دست دادن جایگاه خود در زندگی شغلی قرار میگیرد.