verpatzen
خراب کردن، گند زدن، به هم ریختن (به دلیل بیدقتی یا ناشیگری)
Beispiele
- Die Bundesregierung ''hat'' die Energiewende völlig ''verpatzt''.‘ Das sagte Michael Wilhelm, Vorstandsvorsitzender der Sunways AG …مایکل ویلهلم، رئیس هیئت مدیره Sunways AG گفت: «دولت فدرال گذار انرژی را کاملاً خراب کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
خراب کردن، گند زدن، از دست دادن (یک فرصت، امتحان، اجرا) به دلیل اشتباه یا بیدقتی.
- Er hat die Prüfung total verpatzt.او امتحان را کاملاً خراب کرد.
- Wir dürfen diese Chance nicht verpatzen.ما نباید این فرصت را از دست بدهیم.