verpetzen
لو دادن، خبرچینی کردن
Beispiele
- Gestern ''hat'' er mich schon wieder beim Lehrer ''verpetzt.دیروز او دوباره مرا به معلم لو داد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden)
(غیررسمی) کسی را به خاطر کاری که کرده است، معمولاً به یک مقام بالاتر (مانند معلم یا والدین) لو دادن یا گزارش کردن.
- Der kleine Junge hat seinen Bruder bei der Mutter verpetzt.پسر کوچک برادرش را پیش مادر لو داد.
- Wenn du mich verpetzt, rede ich nie wieder mit dir!اگر مرا لو بدهی، دیگر هرگز با تو حرف نمیزنم!