verpflichten
متعهد کردن، ملزم کردن
Beispiele
- Adel ''verpflichtet.اصالت تعهدآور است.
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
کسی را به انجام کاری متعهد یا ملزم کردن.
- Der Vertrag verpflichtet uns zur Geheimhaltung.قرارداد ما را به رازداری ملزم میکند.
- Sie verpflichtete ihn, die Schulden zu begleichen.او وی را متعهد کرد که بدهیها را پرداخت کند.
2
Akkusativ
کسی را برای کاری استخدام کردن یا به خدمت گرفتن.
- Der Verein hat einen neuen Trainer verpflichtet.باشگاه یک مربی جدید استخدام کرده است.
- Sie wurde für das Projekt als Beraterin verpflichtet.او برای پروژه به عنوان مشاور به کار گرفته شد.
3
sich + zu + Dativ
خود را به انجام کاری متعهد کردن، مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن.
- Wir verpflichten uns, die Umwelt zu schützen.ما خود را متعهد به حفاظت از محیط زیست میکنیم.
- Er hat sich zu einer langen Zusammenarbeit verpflichtet.او خود را به همکاری طولانیمدت متعهد کرده است.