verpieseln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈpiːzln̩/
Wortzerlegung: ver·pie·seln
فعل

چکیدن، نشت کردن، ناپدید شدن (غیررسمی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عامیانه، نادر) هدر دادن، از دست دادن (فرصت، پول)

  • Er hat seine ganze Zeit verpieselt.او تمام وقتش را هدر داد.
  • Man sollte sein Geld nicht einfach verpieseln.نباید پول خود را همینطور هدر داد.
2 Akkusativ

(عامیانه، نادر) خراب کردن، به هم ریختن (چیزی)

  • Er hat die ganze Arbeit verpieselt.او تمام کار را خراب کرد.
  • Pass auf, dass du das nicht verpieselst!مواظب باش که این را خراب نکنی!