verpimpeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈpɪmpəln/
Wortzerlegung: ver·pim·peln
فعل

نازپرورده کردن، لوس کردن، زیادی مراقبت کردن

Beispiele

  • Wenn auch mein Vater meinte, meine Mutter würde mich verzärteln und ''verpimpeln''.اگرچه پدرم فکر می‌کرد مادرم مرا نازپرورده و لوس می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا حیوانی را با توجه و مراقبت بیش از حد لوس و نازپرورده کردن.

  • Sie verpimpelt ihren Enkelsohn bei jedem Besuch.او نوه‌اش را در هر بازدید لوس می‌کند.
  • Man sollte Haustiere nicht zu sehr verpimpeln, damit sie nicht ungezogen werden.نباید حیوانات خانگی را زیادی لوس کرد تا بی‌ادب نشوند.