verplanen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈplaːnən/
Wortzerlegung: ver·pla·nen
فعل

اشتباه برنامه‌ریزی کردن، وقت کسی را پر کردن، بودجه‌بندی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

برنامه‌ریزی اشتباه انجام دادن یا محاسبه نادرست در زمان و منابع کردن

  • Ich habe den Tag völlig verplant und keine Zeit mehr für dich.من روزم را کاملاً اشتباه برنامه‌ریزی کرده‌ام و دیگر وقتی برای تو ندارم.
  • Der Architekt hat die Kosten für das Projekt verplant.معمار هزینه‌های پروژه را اشتباه محاسبه و برنامه‌ریزی کرده است.
2 Akkusativ (Person)

زمان یا وقت شخصی را از قبل پر کردن و برای او شیفت/برنامه گذاشتن

  • Meine Sekretärin hat mich schon für die ganze nächste Woche verplant.منشی من وقت مرا برای تمام هفته آینده از قبل پر کرده است.
  • Wir sind am Wochenende leider schon verplant.ما متأسفانه در آخر هفته از قبل برنامه داریم (وقتمان پر است).
3 Akkusativ (Geld / Ressourcen) + für + Akkusativ / zu + Dativ

منابع مالی، پول یا موادی را برای هدف خاصی اختصاص دادن و رزرو کردن

  • Das Geld ist bereits für die Renovierung verplant.این پول از قبل برای بازسازی اختصاص یافته است.
  • Die Eier sind alle zum Kuchenbacken verplant.همه تخم‌مرغ‌ها برای پختن کیک در نظر گرفته شده‌اند.