verpressen
تزریق کردن (زیر زمین)، فشرده کردن
Beispiele
- Immer mehr Unternehmen wollen ihre Klimagase in den Untergrund ''verpressen.شرکتهای بیشتری میخواهند گازهای گلخانهای خود را در زیر زمین تزریق کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
فشرده کردن، به هم فشردن (مواد، قطعات)؛ تحت فشار قرار دادن
- Die Maschine kann Metallteile fest verpressen.این دستگاه میتواند قطعات فلزی را محکم به هم بفشارد.
- Der Müll wird in großen Ballen verpresst.زباله در عدلهای بزرگ فشرده میشود.
2
Akkusativ
تزریق کردن تحت فشار (مثلاً بتن، ملات) برای پر کردن شکافها یا افزایش استحکام
- Risse im Mauerwerk müssen mit Spezialmörtel verpresst werden.ترکهای دیوار باید با ملات مخصوص تزریق شوند.
- Der Boden wurde mit Zementleim verpresst, um die Stabilität zu erhöhen.خاک با دوغاب سیمان تزریق شد تا پایداری افزایش یابد.