verpressen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈpʁɛsn̩/
Wortzerlegung: ver·pres·sen
فعل

تزریق کردن (زیر زمین)، فشرده کردن

Beispiele

  • Immer mehr Unternehmen wollen ihre Klimagase in den Untergrund ''verpressen.شرکت‌های بیشتری می‌خواهند گازهای گلخانه‌ای خود را در زیر زمین تزریق کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

فشرده کردن، به هم فشردن (مواد، قطعات)؛ تحت فشار قرار دادن

  • Die Maschine kann Metallteile fest verpressen.این دستگاه می‌تواند قطعات فلزی را محکم به هم بفشارد.
  • Der Müll wird in großen Ballen verpresst.زباله در عدل‌های بزرگ فشرده می‌شود.
2 Akkusativ

تزریق کردن تحت فشار (مثلاً بتن، ملات) برای پر کردن شکاف‌ها یا افزایش استحکام

  • Risse im Mauerwerk müssen mit Spezialmörtel verpresst werden.ترک‌های دیوار باید با ملات مخصوص تزریق شوند.
  • Der Boden wurde mit Zementleim verpresst, um die Stabilität zu erhöhen.خاک با دوغاب سیمان تزریق شد تا پایداری افزایش یابد.