فعل
قرض دادن (به طور موقت)، به باد دادن (پول)
معانی و تعاریف verpumpen:
- مایعی را با تلمبه از جایی خارج کردن یا به جای دیگری منتقل کردن.
- (عامیانه) مقدار زیادی پول را قرض دادن، اغلب به صورت بیفکرانه یا بدون امید به بازگشت.
جملات نمونه برای verpumpen:
„Adelung und Grimm hab’ ich nicht, meinen Sanders habe ich ''verpumpt'' und weiß nicht, an wen, Schiller und Lübbens mittelniederdeutsches Wörterbuch ist erst bis zum Buchstaben L erschienen.“
کتابهای ادلونگ و گریم را ندارم، کتاب سندرز را قرض دادم و نمیدانم به چه کسی، واژهنامه شیلر و لوبن را هم که تازه تا حرف L منتشر شده است.
Das Wasser muss aus dem Keller verpumpt werden.
آب باید از زیرزمین تخلیه شود.
Sie haben das Öl in einen anderen Tank verpumpt.
آنها نفت را به مخزن دیگری پمپ کردند.