verpumpen
قرض دادن (به طور موقت)، به باد دادن (پول)
Beispiele
- Adelung und Grimm hab’ ich nicht, meinen Sanders habe ich ''verpumpt'' und weiß nicht, an wen, Schiller und Lübbens mittelniederdeutsches Wörterbuch ist erst bis zum Buchstaben L erschienen.کتابهای ادلونگ و گریم را ندارم، کتاب سندرز را قرض دادم و نمیدانم به چه کسی، واژهنامه شیلر و لوبن را هم که تازه تا حرف L منتشر شده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را با تلمبه از جایی خارج کردن یا به جای دیگری منتقل کردن.
- Das Wasser muss aus dem Keller verpumpt werden.آب باید از زیرزمین تخلیه شود.
- Sie haben das Öl in einen anderen Tank verpumpt.آنها نفت را به مخزن دیگری پمپ کردند.
2
Akkusativ
(عامیانه) مقدار زیادی پول را قرض دادن، اغلب به صورت بیفکرانه یا بدون امید به بازگشت.
- Er hat sein ganzes Erspartes an Freunde verpumpt.او تمام پساندازش را به دوستانش قرض داد.
- Man sollte nicht leichtfertig Geld verpumpen.نباید بیپروا پول قرض داد.