verqualmen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkvalmən/
Wortzerlegung: ver·qual·men
فعل

دود کردن، پر کردن از دود، دود شدن

Beispiele

  • Die Jungs und Madels ''verqualmten'' in kürzester Zeit den engen Kellerraum.پسرها و دخترها در مدت کوتاهی اتاقک تنگ را پر از دود کردند.
  • Die Bude ist total ''verqualmt.اتاق کاملاً دود گرفته است.
  • Im Aschenbecher liegt die teure Zigarre und ''verqualmt.سیگار برگ گران‌قیمت در زیرسیگاری است و دود می‌شود.
  • Du hast schon eine ganze Packung ''verqualmt.'' Wolltest du nicht aufhören?تو قبلاً یک پاکت کامل را دود کرده‌ای. نمی‌خواستی ترک کنی؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

مکانی را با دود پر کردن

  • Er hat das ganze Zimmer verqualmt.او تمام اتاق را پر از دود کرد.
  • Die Kneipe war völlig verqualmt.میخانه کاملاً پر از دود بود.
2 Akkusativ

سیگار یا تنباکو را دود کردن (تا تمام شود)

  • Er verqualmt eine Zigarette nach der anderen.او سیگار پشت سیگار دود می‌کند.
  • Sie hat den ganzen Abend ihren Tabak verqualmt.او تمام شب تنباکویش را دود کرد.