verquirlen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈkvɪrln̩/
Wortzerlegung: ver·quir·len
فعل

هم زدن (با همزن)، مخلوط کردن (با همزن)

Beispiele

  • In einem Becher ''verquirlt'' man zunächst 100 ml Milch und 2 Eier.در یک لیوان، ابتدا ۱۰۰ میلی‌لیتر شیر و ۲ تخم‌مرغ را هم می‌زنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مایعات یا مواد پودری را با همزن یا چنگال به سرعت مخلوط کردن تا یکدست شوند.

  • Die Eier mit Milch verquirlen.تخم‌مرغ‌ها را با شیر هم بزنید.
  • Den Teig gut verquirlen, bis er glatt ist.خمیر را خوب هم بزنید تا یکدست شود.