verrückt
دیوانه، مجنون، عجیب و غریب
Beispiele
- Der Typ ist total ''verrückt.'' Halt dich von ihm fern.این یارو کاملاً دیوانه است. از او دور بمان.
- Das ist eine ''verrückte'' Idee.این یک ایده دیوانهوار است.
- Irgendwie scheint mir mein Bett ''verrückt.به طریقی تختم به نظر من جابجا شده (دیوانه/عجیب) میرسد.
Bedeutungen
1
für + Akkusativ
دیوانه، غیرعادی، یا بسیار هیجانزده در مورد چیزی.
- Er ist verrückt nach Schokolade.او دیوانه شکلات است.
- Sie ist ganz verrückt nach diesem neuen Spiel.او به شدت علاقهمند به این بازی جدید است.
2
nach + Dativ
غیرمنطقی، بیمعنی، یا احمقانه.
- Das ist doch verrückt!این که احمقانه است!
- Diese Idee ist völlig verrückt.این ایده کاملاً دیوانهوار است.