verrückt

Aussprache: /fɛɐ̯ˈrʏkt/
Worttrennung: ver·rückt
صفت

دیوانه، مجنون، عجیب و غریب

Beispiele

  • Der Typ ist total ''verrückt.'' Halt dich von ihm fern.این یارو کاملاً دیوانه است. از او دور بمان.
  • Das ist eine ''verrückte'' Idee.این یک ایده دیوانه‌وار است.
  • Irgendwie scheint mir mein Bett ''verrückt.به طریقی تختم به نظر من جابجا شده (دیوانه/عجیب) می‌رسد.

Bedeutungen

1 für + Akkusativ

دیوانه، غیرعادی، یا بسیار هیجان‌زده در مورد چیزی.

  • Er ist verrückt nach Schokolade.او دیوانه شکلات است.
  • Sie ist ganz verrückt nach diesem neuen Spiel.او به شدت علاقه‌مند به این بازی جدید است.
2 nach + Dativ

غیرمنطقی، بی‌معنی، یا احمقانه.

  • Das ist doch verrückt!این که احمقانه است!
  • Diese Idee ist völlig verrückt.این ایده کاملاً دیوانه‌وار است.