verrammeln
مسدود کردن، بستن (با مانع)
Beispiele
- Sofort begannen sie, die Tür des Speisesaals mit Stühlen und Tischen zu ''verrammeln.بلافاصله شروع کردند به مسدود کردن درِ سالن غذاخوری با صندلی و میز.
- Warum ''verrammelst'' du die Tore, Hannibal Petrus? Der Schlächter braucht nur die Axt zu erheben, um sie einzuschlagen.چرا دروازهها را میبندی، هانیبال پتروس؟ قصاب فقط کافی است تبرش را بلند کند تا آنها را بشکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در، پنجره یا ورودی را با الوار، میله یا موانع دیگر محکم بستن و مسدود کردن
- Die Tür wurde mit Brettern verrammelt.در با تختهها مسدود شد.
- Sie verrammelten alle Zugänge zum Haus.آنها تمام ورودیهای خانه را مسدود کردند.