verramschen
حراج کردن، به قیمت ناچیز فروختن، ارزانفروشی کردن
Beispiele
- Sie [die USA] ''verramschen'' inzwischen ihre heimische Kohle auf dem Weltmarkt, weil sie sich selbst kostengünstiger mit Schiefergas versorgen.آنها [ایالات متحده] اکنون زغال سنگ داخلی خود را در بازار جهانی حراج میکنند، زیرا خودشان میتوانند با گاز شیل ارزانتر تأمین شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کالاها را به قیمت بسیار پایین و اغلب زیر ارزش واقعی فروختن (معمولاً برای خلاص شدن از آنها)
- Der Laden verramscht seine Restbestände.فروشگاه موجودیهای باقیمانده خود را حراج میکند.
- Man sollte gute Ware nicht verramschen.نباید کالای خوب را به قیمت ارزان فروخت.