verrinnen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈrɪnən/
Worttrennung: ver·rin·nen
فعل

گذشتن، سپری شدن، جاری شدن و ناپدید شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

گذشتن و سپری شدن تدریجی زمان، بدون اینکه قابل بازگشت باشد.

  • Die Zeit verrinnt und wir müssen handeln.زمان می‌گذرد و ما باید اقدام کنیم.
  • Mit jedem Tag verrinnt ein Teil unserer Jugend.با هر روز، بخشی از جوانی ما سپری می‌شود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

جاری شدن تدریجی مایعات و ناپدید شدن آن‌ها، مثلاً در زمین یا از طریق یک شکاف.

  • Das Wasser verrann langsam durch die Ritzen im Boden.آب به آرامی از شکاف‌های کف زمین جاری شد و ناپدید گشت.
  • Die Farbe verrann von der Leinwand und hinterließ nur Spuren.رنگ از روی بوم نقاشی جاری شد و تنها ردپایی از خود به جا گذاشت.