verratzt
(عامیانه) در وضعیت دشوار، درمانده، تنها مانده، بیچاره
Beispiele
- Über Geschmack lässt sich streiten? Oder muss es richtig heißen: Über Geschmack lässt sich nicht streiten? Wer sich Rat von Google erhofft, ist ''verratzt:'' Die Suchmaschine findet 1890-mal Ersteres und 2120-mal Letzteres.آیا میتوان درباره سلیقه بحث کرد؟ یا باید درست گفت: درباره سلیقه نمیتوان بحث کرد؟ هر کس که از گوگل انتظار راهنمایی داشته باشد، بیچاره است: موتور جستجو 1890 بار اولی و 2120 بار دومی را پیدا میکند.