verreißen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈraɪ̯sn̩/
Worttrennung: ver·rei·ßen
فعل

به شدت انتقاد کردن، پاره کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + verreißen)

چیزی را پاره کردن یا از هم دریدن (به معنای واقعی کلمه، کمتر رایج).

  • Der Hund hat den Brief verrissen.سگ نامه را پاره کرد.
  • Vor Wut riss er das Bild von der Wand und verriss es.او از عصبانیت عکس را از دیوار کند و پاره کرد.
2 Akkusativ (etwas + verreißen)

به شدت از چیزی انتقاد کردن، نقد منفی و کوبنده نوشتن (مانند یک اثر هنری یا کتاب).

  • Der Kritiker verriss das neue Theaterstück in seiner Rezension.منتقد در نقد خود نمایش جدید را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
  • Viele Leser fanden, dass der Autor sein eigenes Buch verrissen hat.بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که نویسنده کتاب خودش را کوبیده است.