verreißen
به شدت انتقاد کردن، پاره کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + verreißen)
چیزی را پاره کردن یا از هم دریدن (به معنای واقعی کلمه، کمتر رایج).
- Der Hund hat den Brief verrissen.سگ نامه را پاره کرد.
- Vor Wut riss er das Bild von der Wand und verriss es.او از عصبانیت عکس را از دیوار کند و پاره کرد.
2
Akkusativ (etwas + verreißen)
به شدت از چیزی انتقاد کردن، نقد منفی و کوبنده نوشتن (مانند یک اثر هنری یا کتاب).
- Der Kritiker verriss das neue Theaterstück in seiner Rezension.منتقد در نقد خود نمایش جدید را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
- Viele Leser fanden, dass der Autor sein eigenes Buch verrissen hat.بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که نویسنده کتاب خودش را کوبیده است.