verreißen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈraɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: ver·rei·ßen
فعل

به شدت انتقاد کردن، پاره کردن (انتقاد)، فرمان را ناگهان چرخاندن

Beispiele

  • Die gestrige Aufführung wurde von sämtlichen Kritikern ''verrissen.اجرای دیشب توسط تمام منتقدان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
  • Sie erschrak, ''verriss'' das Steuer und kam so von der Fahrbahn ab.او ترسید، فرمان را ناگهان چرخاند و از جاده منحرف شد.
  • Wenn du zu viel Luft reinpumpst, ''verreißt'' es den Ballon.اگر بیش از حد هوا پمپ کنی، بادکنک پاره می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را پاره کردن یا از هم دریدن (به معنای واقعی کلمه، کمتر رایج)

  • Er hat das alte Hemd völlig verrissen.او پیراهن کهنه را کاملاً پاره کرد.
  • Der Hund hat das Kissen verrissen.سگ بالشت را پاره کرد.
2 Akkusativ

به شدت از چیزی انتقاد کردن، نقد منفی و کوبنده نوشتن (مانند یک اثر هنری یا کتاب)

  • Die Kritiker haben das neue Stück völlig verrissen.منتقدان نمایش جدید را به شدت نقد کردند.
  • Man sollte nicht vorschnell die Arbeit anderer verreißen.نباید عجولانه کار دیگران را به شدت نقد کرد.