verrohren
لولهکشی کردن، لولهگذاری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با لوله پوشاندن یا در لوله قرار دادن؛ لولهکشی کردن.
- Der Bach wurde teilweise verrohrt, um Platz zu schaffen.بخشی از نهر برای ایجاد فضا لولهکشی شد.
- Man muss die Kabel gut verrohren, um sie zu schützen.باید کابلها را به خوبی لولهکشی کرد تا محافظت شوند.