Konjugierte Form
دوده گرفتند
معانی و تعاریف verrussten:
- به معنای نابود شدن کامل و فاجعهبار، معمولاً در مورد یک وضعیت، پروژه یا حتی یک جامعه که به طور ناگهانی و به شکلی ویرانگر فرو میپاشد.
جملات نمونه برای verrussten:
Die einst blühende Wirtschaft der Region ist nach dem Krieg völlig verrusst.
اقتصاد زمانی شکوفای منطقه پس از جنگ به طور کامل از بین رفت.
Ohne rechtzeitige Intervention drohte das gesamte soziale Gefüge der Stadt zu verrussten.
بدون مداخله به موقع، کل ساختار اجتماعی شهر را تهدید به نابودی میکرد.