versingen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈzɪŋən/
Worttrennung: ver·sin·gen
فعل

اشتباه خواندن، نت اشتباه زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (eine Melodie / einen Ton + versingen)

اشتباه خواندن یک نت یا بخشی از آهنگ در حین آواز خواندن.

  • Der Sänger hat leider die letzte Strophe versungen.خواننده متأسفانه بیت آخر را اشتباه خواند.
  • Ich habe den hohen Ton versungen und musste von vorne anfangen.من نت بالا را اشتباه زدم و مجبور شدم از اول شروع کنم.
2 Intransitiv oder Akkusativ (etwas + versingen)

گذراندن وقت با آواز خواندن؛ یا با آواز خواندن چیزی را فراموش کردن یا از دست دادن.

  • Er versang den ganzen Nachmittag.او تمام بعد از ظهر را آواز خواند.
  • Sie hat ihre Sorgen beim Singen versungen.او با آواز خواندن غم‌هایش را فراموش کرد.