versingen

Aussprache: /fɛɐ̯ˈzɪŋən/
Worttrennung: ver·sin·gen
فعل

اشتباه خواندن (در آواز)، نت اشتباه زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (für مفعول فراموش شده) یا Intransitiv

وقت خود را با آواز خواندن سپری کردن، یا با آواز خواندن چیزی را از یاد بردن.

  • Er versang seine Sorgen in einem Lied.او غم‌هایش را در یک ترانه فراموش کرد (با آواز خواندن غم‌هایش را از یاد برد).
  • Sie versang den ganzen Abend lang ihre Lieblingslieder.او تمام شب را ترانه‌های مورد علاقه‌اش را خواند (با آواز خواندن سپری کرد).