versäubern

Aussprache: /fɛɐ̯ˈzɔɪ̯bɐn/
Wortzerlegung: ver·säu·bern
فعل

لبه پارچه را سردوزی کردن؛ روده و مثانه را تخلیه کردن

Beispiele

  • Bei diesem Wollstoff ist es besonders wichtig, die Kanten sorgfältig zu ''versäubern.در مورد این پارچه پشمی، بسیار مهم است که لبه‌ها را با دقت سردوزی کنید.
  • Wie lange hält es dein Dackel aus, ohne sich zu ''versäubern?درازترین زمانی که سگت می‌تواند بدون تخلیه روده و مثانه دوام بیاورد چقدر است؟

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را تمیز و مرتب کردن، از آلودگی یا بی‌نظمی پاک کردن.

  • Die Gärtner versäubern den Park regelmäßig von Laub und Müll.باغبان‌ها پارک را به طور منظم از برگ و زباله تمیز می‌کنند.
  • Sie musste die alten Dokumente vor der Archivierung sorgfältig versäubern.او مجبور بود اسناد قدیمی را قبل از بایگانی با دقت تمیز کند.